خرید بک لینک

درباره سایت

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود

امکانات وب

نهال آرزو هایم چو شمعی در مسیر باد مرد

اینک من

که گویی زنده و گرمم و در دل

خاکسترم، سردم

و چون اشباح سرگردان به دور خویش می گردم

گهی اینجا گهی آنجا

و در پاییز، فصل قتل عام برگ ها

دردم دو چندان است ولیکن هیچ کس

بر زخم جانکاه دلم آگاه نیست

و پاییز آمده امروز

با نسیمی شوم و درد آور

با شروع سمفونی قار قار

که مرا مرگ است یادآور

.

.

.

من از پاییز بیزارم

من از پاییز بیزارم

من از پاییز بیزارم...

برچسب: من از پاییز بیزارم, نویسنده: کاوه نوری تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 12:49

صفحه بندی